الفيض الكاشاني

102

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

دل به زلف يار بستم شاد گشتم تا ابد * نيست اين اوراق را ديگر غم شيرازه‌اى سرخ‌روئى ( حمد ) را از سيلى اخوان بس است * حسن يوسف را نباشد احتياج غازه‌اى « از جنگ 1093 آقا رضا كاشانى ملقب به حمد « از اخوان صفاى فيض » « 1 » مخمّسى است لطيف كه در اواخر قاجاريه شاطر عباس قمى به اقتفاى آن سروده و در دو مصراع تواردى انتحال گونه فرموده‌اند رحمهما للّه تعالى : در باغ وصال تو دلم بود سخن‌سنج * مهرت به دلم . . . . « 2 » كشيده است چو شطرنج مىگفت شب و روز چو افعى بسر گنج * چشم و لب و رخسار و دو ابروى تو هر پنج زيباست بر آن عارض گلگون تو هر پنج * تا چشم من امروز بر آن سيم‌بر افتاد وز شوق بيانش دل من بىخبر افتاد * مرغان صبوحى همه از ناله درافتاد سرو و سمن و ياسمن و عرعر و شمشاد * گشتند فداى قد دلجوى تو هر پنج در روى زمين نيست به خوبى تو انسان * هر چند كه گشتيم توئى يوسف كنعان واعظ و به تفسير همين گفت ز قرآن * شمس و قمر و مشترى و زهره و كيوان

--> ( 1 ) - آقا رضا كاشى كه در غزل ضميمهء « حمد » لقب خود را تخلّص قرار داده در اين مخمس « رضا » متخلّص است بديهى است اين مخمس و غزل هر دو از جنگ مورخ 1093 مأخوذ است و شعر ديگرى از وى تاكنون بدست نياورده تا بداند تخلّص قطعى وى كدام يك است اما چون جزء انجمن اخوان و از شاگردان فيض بوده و ظاهرا خواهرزاده ملا محمد مؤمن بوده است با محمد رضا سخا و محمد امين سخا كه هر دو در جنگ مزبور شعر دارند يكى نبوده و چون به تصريح با لقب حمد آمده و در شعر علم الهدى و فيض نام وى در مراد ياران ذكر شده مسلم است كه از محمد رضا گردآورنده مجموعه متفاوت است و از وى بجز اين دو مأخذ در هيچ تذكره نامى برده نشده و شعرى نقل نگرديده است ممكن است در آينده جوانان محقق پرتلاش و علاقمند كاشى به ديوان نامبرده و هشتاد درصد شاعران مجهول الهويه اخوان صفاى فيض دست يابند و آثار اين هنرمندان پرافتخار گذشته كاشان از فراموشى تاريخ زنده كنند . ( 2 ) - خوانده نشد .